بزرگترين افسوس آدم اين است: “مي خواهد اما نمي تواند، و به ياد مي آورد روزي را که مي توانست اما نخواست.”
|
ارزویه شنیدن نفسهای تورودارم.. ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت ؟جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
| ||
|
سلام سلام من اومدم خدایا یعنی واقعا رنگ خوشبختیرو می بینم خدایا یعنی واقعا به ارزوم رسیدم ازم نگیر خداجونم خدا جواب صبرمو دادی میدونسم بهم میدی بهترینشو بمن دادی خداروشکر اون عاشق منه بیشترازخودم آقای خوبه منه موضوعات مرتبط: برچسبها: [ یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٦ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
سلام من بعد مدتها اومدم اخه این چند مدت خیلی سرم شلوغ بود از اینورم ترم اخربسلامتی وبه امید خدا تموم میکنم خدایش این چند مدت بهم خوش گذشت یه چند مدت رفتم کارورزی امور مالیاتی چقد این کارمنداش خوش برخوردن اتاقی که من کار میکردم ثبت وشناسه شرکتهای ساختمانی بود هر کی اونجا می امود فکر میکرد من کارمند اینجام وجالب اینجا بود میگفتن خانم...ما شمارو یه جا دیدیم قیافتون چقد اشناس هر ٣ تا کارمندا اتاق اینو گفتن منم اخه چند بار برای تحقیق بودجم اونجا رفته بودم گفتم شاید اینجا دیدین میگفتن نه بعد اقای پوراحمد گفت خانم...شما مسابقات نجوم ندیدم!انقد خندم گرفت گفتم اقای سوسنی منو اشتباه گرفتن واز همه مهمتر با قهرمان کشور اشنا شدم میدیم این عکسای ورزشی واسه کی تا بعد خود اقای عاشوری بعداز کلی حرف از رشتشو دانشگاه حرف مسابقاتو اورد.بهم گفت چرا ارشد امتحان نمیدی الان تو اطلاعاتت خوبه.ورزشودنبال نمیکنی من سفارشتو باشگاه میکنم بیا اونجا .تازه فهمیدم اقای اسماعیل عاشوری قهرمان اول کشورتو رشته ورزشی دارت...خلاصه دوست نداشتم گفت شمارمو داشته باشید هروقت دوست داشتین زنگ بزن من اونجا سفارش میکنم ٢ تا سررسیدم بمن دادن .ابجی منم یه اتاق دیگه بود اونم همکاراش خوب بودن اخر سر گفتن خانم ...اینجا بمونید بهتون احتیاج داریم.رفتم با اقای رئیسم صحبت کردیم تعریف کرد گفتم اگه کاری پیش اومد بهمون خبر بدید.خلاصه فعلا درگیر پروژم دیروز استادم زنگ زد خونه گفت بیا محل کارم عنوان تحقیقتو بدم از شانس من درمورد جغرافیاس مشکلی نیست برام..........خلاصه ماجراهایی دیگه هم اتفاق افتاد که خیلی برام شیرین بود شیرین............................ موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٩ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
سلام سال نوتون مبارک .......صدسال به این سالها امسال مثل سال پیش سرمون شلوغه عروسی داریم هفته دیگه.......خداکنه همیشه عروسی باشه .... شماچطور...برای من که امسال سال خوبی بود خداکنه همینطوری ادامه داشته باشه... الهی امین اینم چندنمونه ار سفره ارایی سفره هفتسین برای من که به درد خورد اخه سفره عقدو چندروز دیگه باید بچینم.........
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٦ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
آقای من! واهی میدهند؟آقای من! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤٠ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
شکم گنده ها غذامیخوان........ببین .چجوری نگام میکنه ..............
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه ۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٤۱ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد دل را به کف هر که دهم باز پس آرد گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی ؟ در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست در انجمن عقل فروشان ننهم پای تا چند کنی قصه ی اسکند و دارا از شاه و گدا هر که در این میکده ره یافت موضوعات مرتبط: برچسبها: [ یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢۸ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
.
. . شیطون یه عالمه دلم واست تنگ شده میدونم توهم.............ولی جه میشه کرد اقای مهندس ...امروز دل و به دریازدم رفتم بیرون یه دلی از غذا دراوردم غذامو داناعلی خوردم تا ساعت 3اونجا بودم ..اخه میدونی چیه باهمه قهر بودم دوست داشتم بمیرم گریه کردم هم ابجی فکر میکردیم... رفتم خونه زنداداش یکم گپ زدیم نمازمون خوندیم بعدشم رفتیم اراشگاه عارفه عروسای که درست کرده بود قشنگ بود..فعلا که همونجا نوبت زدیم واسم دعا کنی ناقلا..خیلی دوست دارم درساتو خوب خوب بخون ...شنیدم ماکارونی خوردی کلی کیف کردی شیطون بلا..نوش جونت .گوشت بشه به تنت .ایشاا.. به ارزوت برسی .امین موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سهشنبه ٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳۱ ق.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
اولش همه شکل هم هستیم یک سال دیگه گذشت منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ... نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع
تولدم مبارک-اینم کیک خوشگلم............................... موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه ۱ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٢ ق.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
سلام دوستای خوبم یه چندمدت نبودم یه اتفاقاتی افتاد که اصلا روحیه اینو نداشتم که اپ کنم فقط اینو بگم که هرچی بود تاثیر خیلی بدی رو من گذاشت شاید من اونقدساده بودم که همو رو خوب میدیدم وحتم دارم ومطمئنم حکمتی تو اینکار بود
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤۱ ق.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
برای دوست داشتنت حتی اگر کنارم نباشی دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد
دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم
و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم
دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد
همیشه از حرارت عشق گرم باشد
و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم
من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند
برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم
که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند
و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی
پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند...
دلم گرفته خداجون کیه که درکم کنه توخودت بهتر میدونی چقدعذاب کشیدم ..ازدلم هیچکس هیچی نمیدونه جزتو یادته چی کشیدم ...هنوز امیددارم هنوزم میدونم که تو کنارمی میدونم که به حرفام گوش میکنی.خیلی دوست دارم خیلی مهربونی وقتی باهات حرف میزنم اروم میشم ...میدونم گذاشتی تااون روز که..........خودت میدونی که چقدصبرم زیاده ..منتظرمیمونم هرچی توبخوای همه چیزوبه تو سپردم دیگه ناراحت نیستم تو پشتمی ومواظب منی ترسی ندارم ........................... موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٦:۱۸ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
در زندگی واقعی هم همین طور است ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که رو به رو می شویم قدر خودتو میدونی؟؟
موضوعات مرتبط: برچسبها: قدر خودت بدون [ دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳۸ ق.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
سال ٨٨ رو با تموم بدیا وخوبیاش گذروندم امسال بیشتر اتفاقاتی که افتاد بد بود ولی خوب یه خوبی داشت امسل یکی به جمع خونوادمون اضافه شد اونم عروسمون خلاصه توسال جدید سرمون خیلی شلوغه --- امیدوارم وانشالله که سال خوب وخوشی توام با موفقیت و پیشرفت مادی وهمچنین معنوی داشته باشید سال جدیدو به همه دوسای گلم تبریگ میگم عیدتون مبارگ
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱٧ ق.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
[ پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤٢ ب.ظ ] [ ماه شب چهارده! ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||